عزیزان دهه ی محرمو تسلیت می گویم التماس دعا
تنهاییها
عزیزان دهه ی محرمو تسلیت می گویم التماس دعا
این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا کارآدما دلای پاک وبردنه
بعدش اونو گرفتنوبه دیگری سپردنه
این روزا کارآدما توانتظارگذاشتنه
ساده ترین بهانشون ازهم خبرنداشتنه
این روزا سهم عاشقا حسرت بی وفاییه
جرم تمومشون فقط لذت آشناییه
این روزا عادت گلا مرگ و بهونه کردنه
کار چشای آدما دل رو دیونه کردنه
این روزا هیچ مسافری برنمی گرده به خونه
چشای خسته تا ابد به درب بسته می مونه
این روزا جرم عاشقا شهر دل وفروختنه
چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه
اسم گلارو این روزا هرگز کسی نمی دونه
اما تو تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه
این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره
کمتر می بینی کسی رو که تا ابد منتظره
مردم ما به همدیگه فقط زود عادت می کنن
حقا که بی وفایی رو خوبم رعایت می کنن
تازه متوجه محکم بودن خودش شد
سخته سنگ صبور باشی و خودت بشکنی
گریه هاتو نادیده می گیرند
زمانی که قلبت می تپد شدت ضربانشو با تمام
وجودت حس میکنی،تازه یادشون میاد بزارند زیر
پاشون له بشی تنهات میگذارند بی تفاوت میشند
دروغه هیچ زمان بیقراری عشق نشون نده
خدایا ،...خدا شکر تو رو دارم..
تو اشکمو میشناسی مهرمو میفهمی
خودمو برا بنده بونم دوستم داری هیچی ازم جز پاکی نمی خوای
خدای نازم تو عشقت حقیقی است
تنهام نزار
خدایا هیچ کس منو انازه ی یک نفس نشناخت
دلم برا غمشون می گیره دوستشون دارم اما حرفام اونجوری که هست نمی دونند
مهربونم ارزوی سلامتی و شادیشونو دارم
از گناهم بگذرو..به ارزوم برسم..دیگه نمی خوام
باعث ازارو ناراحتی کسی بشم کمکم کن
در خود شكستم در شب بيرحم هجرت
در خاك نشستم بي تو در شب قيامت
از خود گذشتم كوچ من در بينهايت
ناجي من دستم بگير
اي شيرين من تا به كي بي تو تپيدن
تنهايي من سهم من بي تو شكستن
بال و پر من شوق پرواز و رسيدن
اميد من شيرين من
غمگين و سرد در شب ميبارم
اسم تو شد نغمة گيتارم
رنگ خزون باغ بهارم
اي شيرين من تا به كي بي تو تپيدن
تنهايي من سهم من بي تو شكستن
بال و پر من شوق پرواز و رسيدن
اميد من دستم بگير
دستم بگير آزادي را از من بگير
در ساز من هم نوائي را بپذير
اي آشنا صورتك را از چهره بگير و با من باش
اي هم صدا
يه نصيحت کوچولو... قلبت را خالي نگه دار... اگر هم روزي خواستي کسي را در قلبت جاي
دهي... سعي کن که فقط يک نفر باشد... به او بگو که تو را بيشتر از خودم و کمتر از خدا
دوست دارم ... زيرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نياز .....
گریه کنم یا نکنم؟ حرف بزنم یا نزنم؟
من از هوای عشق تو دل بکنم یا نکنم؟
با این سوال بی جواب پناه به آیینه برم
خیره به تصویر خودم می پرسم از کی بگذرم؟
یه سوی این قصه تویی یه سوی این قصه منم
بسته به هم وجود ما تو بشکنی من می شکنم
نه از تو میشه دل برید نه با تو میشه دل سپرد
نه عاشق تو میشه موند نه فارغ از تو میشه مرد
هجوم بن بست ببین هم پشت سر هم روبرو
راه سفر با تو کجاست من از تو میپرسم بگو؟
بن بست این عشق رو ببین هم پشت سر هم روبرو
راه سفر با تو کجاست؟ من از تو میپرسم بگو؟
گریه کنم یا نکنم؟ حرف بزنم یا نزنم؟
من از هوای عشق تو دل بکنم یا نکنم؟
تو بال بسته منی من پرسه پرواز توام
با آزادیه عشق تو از این قفس من چه کنم؟
ما که رفتيم ولي يادت باشه ديونه بوديم
واسه تو يه عمر اسير،تو کنج اين خونه بوديم
ما که رفتيم تو بمون با هر کي که دوسش داري
با اوني که پنهوني سر روي شونش ميذاري
ما که رفتيم ولي اين رسم وفاداري نبود
قصه چشماي تو واسه ما تکراري نبود
ما که رفتيم حالا تو مي موني و عشق جديد
ما که رفتيم ولي مزد دستاي ما اين نبود
دل ما لايق اينکه بندازيش زمين نبود