عشق
کسی که راهی را با عشق می پیماید هرگز راه را تنها نپیموده است
![]()
از میان تمامی نواهای زمینی... نوایی که به دورترین نقطه در اسمان راه می پیماید موسیقی موزون قلب عاشق است.
![]()
تنهاییها
کسی که راهی را با عشق می پیماید هرگز راه را تنها نپیموده است
![]()
از میان تمامی نواهای زمینی... نوایی که به دورترین نقطه در اسمان راه می پیماید موسیقی موزون قلب عاشق است.
![]()
از تمام راز و رمز های عشق
جز همین سه حرف![]()
جز همین سه حرف ساده ی میان تهی
چیز دیگری سرم نمیشود
من سرم نمیشود
ولی.......................
راستی ...........دلم چه میشود!![]()
نخ درون شمع از شمع پرسید؟
چرا وقتی من میسوزم تو آب میشی؟
شمع در جواب نخ گفت: مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه و من آب نشم.![]()
خیلی وقته که اینجا پرسه می زنم
جای رد پاتو من نیستی و بوسه میزنم
اگه حتی تو جوابمو ندی
من بازم با عکس تو حرف میزنم
تسلیت قلب صبورم
دیگه اون دوست نداره
سهم اون یک عشق تازه است
سهم تو طناب داره
بسه اشکاتو نگه دار
غم تو یکی دو تا نیست
پا نزار روی غرورت
جای اون به زیر پات نیست
جای اون به زیر پات نیست![]()
نمیاد
نمیاد........... اونیکه دلم میخواد
نمیاد اونیکه رفته به باد
نمیاد اونیکه عمره منه
نمیاد اونیکه دل میبره
دوباره دلم می خواد ببینمش
سرم رو روی شونش بزارم
از چشمام قطره اشکی نمیاد
نکنه دیگه دوستش ندارم
کاش میشد عشقمو باور بکنه
اونیکه منو هیچ وقت نمی خواست
نمیاد دیگه هیچ وقت نمیاد
نمیاد اونیکه تموم عمرمه
نمیاد اونیکه منو نمیخواد
شعر من زمزمه ی یک خواهشه
ارزوم دیدن روی ماهشه
میون غربت این فاصله ها
قلب من همیشه چشم براهشه
دوباره دلم میخواد ببینمش سرم رو روی شونش بزارم
از چشام دیگه اشکی نمیاد نکنه دیگه دوستش ندارم
نمیاد اونیکه دلم میخواد نمیاد نه اون نمیاد![]()
او در همه جا با همه کس در همه احوال
سودای تو را ای بت بی مهر به سر داشت
من اونیم این دیده من گنگ و خموش است
در دیده او آن همه گفتار نهان بود
و آن مشق غم آلوده در آن نرگس شب رنگ
مر موز تر از تیرگی شامگهان بود
ای نازنین مهتاب شبهای من نتهایم مگذار
ای رفته ز یاد راست بگو بهر چه امشب با خاطره ها آمده ای باز به سویم
گر آمده ای ازپی آن دلبر دلخواه من اونیم او مرده و من سایه اویم
من اونیم آخر دل من سرد و سیاه است
او در دل سودا زده از عشق شرر داشت ![]()
عاشقت خواهم ماند
بی انکه بدانی
دوستت خواهم داشت
بی انکه بگویم
در دل خواهم گفت
بی هیچ کلامی
در اغوشت خواهم گریست
بی انکه حس کنی
در تو ذوب خواهم شد
بی هیچ حرارتی
این گو نه شاید احساسم نمیرد
یعنی نمی خواهم دوباره بشنوم که .... تو عرضه ی عاشق شدن را هم نداری
یعنی که سر از دوش دیوارت بگیرم یعنی غروب روزهای همجواری
با این همه دل را به دستت می سپارم شرمنده ام نا قابل است این یادگاری
بعد از تو پا هایم میان شهر جاریست چیزی شبیه جیر جیر چرخ گاری
من چند کوچه ان طرف تر می نشینم شاید بیایی باز روزی روزگاری
هرگز از بی کسی خویش مرنج
هرگز از دوری این راه مگو
و از این فاصله ها که میان من و توست
و هر انگه که دلت تنگ من است
بهترین شعر مرا قاب بگیرو پشت نگاهت بگذار
تا که تنهاییت از دیدن من جا بخورد
و بدانکه دل من با دل توست...... و همین نزدیکیست.
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم امد . بیدار باش
من با سبدی پر از بوسه می ایم و ان را قبل از چیدن ستاره های قلبت روی گو نه هایت
می کارم تا بدانی ای خوبم دو ستت دارم.![]()
در زندگی دنبال کسی باش که با او زندگی کنی
دنبال کسی نباش که بدون او نتوانی زندگی کنی