تبليغاتX
عاشقانه

عاشقانه

تنهاییها

بنام میم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 15:35  توسط ملیکا  | 

به من نگاه کن...

به من نگاه کن واسه ی یک لحظه

نگاهت به صد تا آسمون می ارزه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 15:33  توسط ملیکا  | 

ماه من

کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 15:17  توسط ملیکا  | 

قول بدهید هر وقت ماه کامله منو یادم کنید دوست دارم مثل نور مهتاب دلتونو روشن کنم یادم کنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 17:10  توسط ملیکا  | 

میم من

گفته بودم اگر بوسه دهی توبه کنم

که دگر از این خطاها نکنم

بوسه دادی چو برخاست لبم از لب تو

توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم

بوسه را دوست دارم

نه در هوس

عشق را دوست دارم

نه در قفس

تو را دوست دارم

تا آخرین نفس..

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 17:8  توسط ملیکا  | 

بی تو.....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 17:3  توسط ملیکا  | 

تقدیم به همه ی دوستها و عزیزانی که تولدم تنهام نگذاشتند و لطف داشتند

رفتی و منو جا گذاشتي ميون بي كسي ها

                    رفتي منو سپردي به دست اطلسي ها

رفتي حالا شعرام همه اش پر از غم شده

                    برگ هاي دفتر من به رنگ ماتم شده

رفتي شايد نخواستي همسفرت من باشم

                    شايد اصلا نخواستي در به درت من باشم

رفتي شايد فكر كردي منم  نامهربونم

                    ولي بدون عزيزم من عاشقت مي مونم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 16:56  توسط ملیکا  | 

تقدیم به تمام تنهاترینها

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 17:18  توسط ملیکا  | 

امروز تولد منه خوش امدید به جشن عمر من

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 17:11  توسط ملیکا  | 

ب بک من

ای تپش های تن سوزان من

آتشی در سایه ی مژگان من

چون تب عشقم چنین افروختی

لا جرم شعرم به اتش سوختی

ای شب از رویای تو رنگین شده

سینه از عطر توام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش

شادیم بخشیده از اندوه خویش

اه ای با جان من امیخته

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 16:58  توسط ملیکا  | 

مهربونم..

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 16:54  توسط ملیکا  | 

هستی من..

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند

قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است

بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند

تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 16:53  توسط ملیکا  | 

دلتنگم...مهناز من

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 16:52  توسط ملیکا  | 

مرغ عشقم هرگز نمیر مرضیه جان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 23:20  توسط ملیکا  | 

دوستت دارم ...

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 23:14  توسط ملیکا  | 

دلکم..

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 23:13  توسط ملیکا  | 

بی تو مهتاب شبی ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 23:13  توسط ملیکا  | 

...

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 23:10  توسط ملیکا  | 

شب مهتابی...

شب شد و مهتاب شد

چشم فلک خواب شد

نیومدی تا سحر

بی تو دلم آب شد

غم روی غم وا شد

کار دلم زار شد

رقیب از قصه ها

بازم خبردار شد

نیومدی روز شد

دیروزم امروز شد

عشق تو کم کم برام

درد جگر سوز شد

لحظه برام سال شد

اون دل سنگت برام

کعبه آمال شد

عاشق تو پیر شد

از خودش هم سیر شد

یه روز پشیمون نیای

بهت بگم دیر شد

ستاره چشماشو بست

ماه تو حجله اش نشست

سپیده سر زد به کوه

سیاهی شب شکست.لحظه برام سال شد

اون دل سنگت برام

کعبه آمال شد

عاشق تو پیر شد

از خودش هم سیر شد

یه روز پشیمون نیای

بهت بگم دیر شد

ستاره چشماشو بست

ماه تو حجله اش نشست

سپیده سر زد به کوه

سیاهی شب شکست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 4:55  توسط ملیکا  | 

....

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

بازم  شب شد و این دل بی قراره

دلم  طاقت دوریت رو نداره

ببخشید عاشق پر اشتباهو

به قلب خسته جون بده دوباره

آخه  چطور دلت اومد تنهام بذاری

تو   بازی زمون جام بذاری

تو بی من بری من بی تو میمیرم

آخه شده بودی عزیز ترینم

شب میاد    و من ابر پاره پاره

آسمون   داره واسه دوریت میباره

رفتی و حالا اشک خیس ابرا گریه هامو یاد من میاره 

  یاد چشات داره منو دیوونه میکنه غصه ها داره منو همخونه میکنه

دل دیگه طاقت موندن نداره

دیوونه       یه بی قراره

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 4:51  توسط ملیکا  | 

ای کاش..

cartpostaleto.blogfa
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 3:56  توسط ملیکا  | 

بیاد ماه شب چهارده...

cartpostaleto.blogfa
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 3:55  توسط ملیکا  | 

دونه انارم دوست دارم یک عالمه

cartpostaleto.blogfa
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 3:54  توسط ملیکا  | 

تنهام نزار...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 3:53  توسط ملیکا  | 

مرضیه گلم

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 13:22  توسط ملیکا  | 

ایستگاه قطار

قطار میرود

تو یروی

تمام ایستگاه می رود

و من  چقدر ساده ام

که سالهای سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان

به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام

شعر از قیصر امین پور روحش شاد

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 13:19  توسط ملیکا  | 

دلم گرفته....

                                    

قاصدک غم دارم

 

غم آوارگی ودربدری

 

غم تنهایی وخونین جگری.

 

قاصدک وای به من همه از خویش مرا می رانند

 

همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند

 

مادر من غم هاست

 

مهد و گهواره من ماتم هاست.

 

قاصدک دریابم !روح من عصیان زده و طوفانیست.

 

آسمان نگهم بارانیست.

 

قاصدک غم دارم

 

غم به اندازه سنگینی عالم دارم.

 

قاصدک غم دارم

 

غم من صحراهاست

 

افق تیره او نا پیداست.

 

قاصدک دیگر از این پس منم و تنهایی

 

و به تنهای خود در حوس عیسایی

 

و به عیسایی خود منتظر معجزه ای غوغایی.

 

قاصدک زشتم من زشت چون چهره سنگ خارا

 

زشت مانند زال دنیا.

 

قاصدک حال گریزش دارم

 

می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست

 

پستی و مستی و بد مستی نیست

 

می گریزم به جهانی که مرا ناپیداست

 

شاید آن نیز فقط یک رویاست!!!

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 13:25  توسط ملیکا  | 

دونه انارم.....

حس عشقم با ترانه تقدیم به تو               اشک سازم بی بهانه تقدیم به تو

 شور بودن عاشقانه تقدیم به تو               بغض شبهام صادقانه تقدیم به تو

 چشم قلبم مخلصانه تقدیم به تو               طبع شعرم جاودانه تقدیم   به تو

 قلب پارم لیک عاشق  مال تو               هر چه دارم مال تو جز عشق

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 13:34  توسط ملیکا  | 

نمیزارم که حسودا بدزدنت...

 

سرنوشت بدیه اول جاتو ازم گرفت

صبح فردا شد دیدم رد پاتو ازم گرفت

تا می خواستم به چشای روشنت نگاه کنم

مال دیگری شدی و چشاتو ازم گرفت

تو رو جادو کرد یکی با یه چیزی مثل طلسم

اثرش زیاد بود و خندهاتو ازم گرفت

سلامت،خداحافظیت،عزیزمای نقره ایتو ازم گرفت...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 13:32  توسط ملیکا  | 

شمع را....

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 13:24  توسط ملیکا  | 

.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 13:21  توسط ملیکا  | 

هرگز نمیر....

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 13:19  توسط ملیکا  | 

....

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 13:17  توسط ملیکا  | 

چشم من ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 13:14  توسط ملیکا  | 

سنی سویرم....

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 13:7  توسط ملیکا  | 

حریم امن قایقم....

کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 13:5  توسط ملیکا  | 

مرضیه ی مهربونم...

 

پیش بیا!پیش بیا! پیشتر!

تا که بگویم غم دل  بیشتر

دوست ترت دارم از هر چه دوست

ای تو به من  از خود من خویشتر

دوست تر از آنکه بگویم چقدر

بیشتر از بیشتر بیشتر

داغ تو را از همه داراترم

درد تو را از همه درویشتر

هیچ نریزد بجز از نام تو

بر رگ من گر بزنی نیشتر

فوت و فن عشق به شعرم ببخش

تا نشود قافیه اندیشتر

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 13:3  توسط ملیکا  | 

شعر من...

تا نسوزم

تا نسوزانم

تا مبادا بی هوا خاموش....

پس چگونه

بی امان روشن نگه دارم

سالها این پاره ی آتش را

در کف دستم؟

تا بدانم همچنان هستم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 13:1  توسط ملیکا  | 

اینم برای تولدمه و تقدیم به همه مهر ماهیها

cartpostaleto.blogfa
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 14:13  توسط ملیکا  | 

.......

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 14:8  توسط ملیکا  | 

مرضیه جان....

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 14:5  توسط ملیکا  | 

...

باورم نميشه
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 13:35  توسط ملیکا  | 

دونه انارم اشک چشماتو نبینم...

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 13:22  توسط ملیکا  | 

دونه ی انارم

من نه زمینم نه سرابم

نه برات دل تو جام شرابم

نه گرفتار و اسیرم

نه حقیرم نه فرستاده ی پیرم

نه جهنم نه بهشتم

نه چنین است سرنوشتم

این سخن را به تو سر بسته و در پرده بگویم

که تو خود نقطه ی عشقی تو خودت باغ بهشتی

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 2:9  توسط ملیکا  | 

تنها ترینم

 

خوابیدی رو بال موج ها

کاش می شد بودم کنارت

تو به دریا دل سپردی

من تو ساحل چشم به راهت

دنبالت دارم می گردم

اما نیست از تو نشونی

روزگار ما رو جدا کرد

یه غروب توی جوونی

دل من هواتو کرده

کاش می شد تو رو ببینم

کاش بشه تو خواب دوباره

دست سردتو بگیرم.

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 15:45  توسط ملیکا  | 

تنهاییم..

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 15:28  توسط ملیکا  | 

مهناز من..

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 15:27  توسط ملیکا  | 

...

کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 15:19  توسط ملیکا  | 

التماس دعا...

کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 15:16  توسط ملیکا  | 

حسرت دیدارت...

کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 15:15  توسط ملیکا  |