تبليغاتX
عاشقانه

عاشقانه

تنهاییها

تقدیم به بهترینم

معبود من ...
اگر ديدی روزی کسی در کنارم بود
خودت می دانی و می فهمی که به يقين تکه ای از "تو"
را با خود داشته که رهایش نکردم !
مگر نه اينکه " تو" غرق در زيبايی ها هستی !!!
گل را اگر ببویم ، لذتش از بوی توست !

مطلوب من ...
سرم را گاهی بگير بين بازوانت ! مرا به آغوش بکش ...
نکند يادت برود که سخت نيازمند توام !
من اگر يادم برود تقصير توست که يادم نمی اندازی
تو بايد مرا باور کنی !
از تمام خواستن هايم !
تو خيلی خوبی !
برای کسی که دوستت دارد
و برای کسی که يادش رفته دوستت دارد ...

مهربان من ...
می شود از اين به بعد بنويسم برايت؟
چرا نشود ...
راستی يادت نرود !
آن " تويی" را که می گفتم تکه ای از تو را دارد ...

(( چون می دانی : گاهی حس می کنم خود تو خيلی بزرگی
برای اينکه دوستت داشته باشم ،يک توی کوچکتر را به من دادی
تا به واسطه اش عشق بورزانم به تو ))

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 15:21  توسط ملیکا  | 

مریم جان خدا کنه هر جا هستی سالم باشی و شاد

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 14:19  توسط ملیکا  | 

نازنینم...

 

وقتی  که  شب  می رسه  تنهاترین  تنه ا منم

به  عشق  با  تو  بودن  به  عشق  فردا  منم

وقتی که شب می رسه پرنده پر می کشه، میره به سوی لونه

چقدر که تنهام بی تو امشب و هرشب فقط خدا می دونه

وقتی که شب می رسه ستاره چشم هات نیست که توی شبم بتابه

با سکوت همصدا میشمگریه نمی ذاره چشمام شبا بخوابه

وقتی که شب می رسه طلسم جادوی شب فقط منو اسیر می کنه

خاطراتت دوباره به دستهای من شبُ قل و زنجیر می کنه

وقتی که شب از راه می رسه نفسم به مرز آه می رسه

توی جاده سرنوشت تنها میشم این راه همش به کوره راه می رسه

وقتی که شب از راه می رسه قلبم مهر خاطرات تو رو در یاد می زنه

سکوت آه گرفته ی لبم، عشق تو رو فریاد می زنه

وقتی که شب از راه می رسه همه جا تاره اما قلب من از عشق تو روشنه

همه جا ساکت و مبهم اما چیک چیک اشکام این سکوتو می شکنه

وقتی که شب از راه می رسه همه خواب و من و یاد تو بیداریم هنوز

با صدای آهسته زیر لب سوختن ستاره ها را می شماریم تا روز

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 14:15  توسط ملیکا  | 

بیا کنارم

بیا کنارم سرو ناز بی تاب
بیا کنارم زیر طاق مهتاب
عطش ببازیم به نسیم دریا
غزل برقصیم تا طلوع فردا
بیا کنارم ساقه ی بهاره
رو فرش برگ و پولک ستاره
خمار شعرم می شکنه پیش تو
عجب شرابی نفس تو داره
گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم
تن حریرت جوی عطر جاری
صدای گرمت غیرت قناری
بذار بگیرم مثل تور دریا
تو رو در آغوش ، ماهی فراری

بیا کنارم سرو ناز بی تاب
بیا کنارم زیر طاق مهتاب
عطش ببازیم به نسیم دریا
غزل برقصیم تا طلوع فردا
گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم
اگه بدونن ابر و باد و بارون
چه دلنوازه این شب مهربون
هجوم می آرن روی چرت کوچه
صدای شهر رو می برن آسمون
غروب گذشت و شب رسید به نیمه
تب تو می خواد گل سرخ هیمه
بگو بخوابن همه اهل دنیا
هنوز یک نیمه مونده از شب ما

گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم

گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 11:23  توسط ملیکا  |