تبليغاتX
عاشقانه

عاشقانه

تنهاییها

گل نازم

cartpostaleto.blogfa

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 18:56  توسط ملیکا  | 

من و تو پیاده رویامون

به یاد می آورم آن روز طلایی رنگ دیدار را


روزی که ترا در عطر گل های اقاقی و روشنی چشمه های زلال حس کردم.

به خاطر دارم آن لحظه ی نایاب بی انتها را

روزی که تو با آن هیبت اهورایی و شکوه آسمانیت

مرا به جشن کوچه های بارانی و روشن بردی

از آن روز ترا در کنج قلب ترک خورده ام جای دادم

و تو اندک اندک در من روییدی و مرا به نهایت ایمان رساندی
این تو هستی که در من به یادگار مانده ای

و ذره ای هم از وجودم جدا نشده ای

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 18:48  توسط ملیکا  | 

مرا دریاب

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 21:47  توسط ملیکا  | 

عمو جان خدا رحمتت کنه منم داشتم میامدم پیشت اما نشد..

کارت پستال درخواستی   www.orchid.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 21:44  توسط ملیکا  | 

......

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 21:38  توسط ملیکا  | 

بتول نازم تنها نیستی


برگرد بي تو بغض فضا وا نمي شود


يک شاخه ياس عاطفه پيدا نمي شود


در صفحه دلم تو نوشتي صبور باش


قلبم غبار دارد و معنا نمي شود


بي تو شکست و پنجره رو به آسمان


غم در حريم آبي دل جا نمي شود


درياي تو پناه نگاه شکسته است


هر دل که مثل قلب تو دريا نمي شود


مي خواستم بچينم از آن سوي دل گلي


اما بدون تو که گلي وا نميشود


درديست انتظار که درمان آن تويي


اين درد تلخ بي تو مداوا نمي شود


زيباترين گلي که پسنديده ام تويي


گل مثل چشمهاي تو زيبا نمي شود


بي تو شکسته شد غزل آشناييم


شبنم گل نگاه مرا باز شسته است


دل در کنار ياد تو تنها نمي شود


گلدان ياس بي تو شکست و غريب شد


گلدان بدون عشق شکوفا نمي شود


باران کوير روح مرا مي برد به اوج


اما دلم بدون تو شيدا نمي شود


رفتي و بي تو نام شکفتن غريب شد


ديگر طلوع مهر هويدا نمي‏شود


روياي من هميشه به ياد تو سبز بود


رفتي و حرفي از غم رويا نمي‏شود


رفتي و دل ميان گلستان غريب ماند


ديگر بهار محو تماشا نمي‏شود


يک قاصدک کنار من آمد کمي نشست


گفتم که صبح اين شب يلدا نمي‏شود


دل هاي منتظر همه تقديم چشم تو


امروز بي حضور تو فردا نمي‏شود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 21:25  توسط ملیکا  | 

برای دونه انارم محبوب خودم

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن
خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون
خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن
خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه
که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 21:23  توسط ملیکا  |